یک ماه و نیم
سلام دخترم قبل از هر چیز بابت تاخیر در بروزرسانی وبلاگت عذر خواهی می کنم این روزها بابا حسابی گرفتار است امروز 4 مرداد ماهه و در واقع تو الان چهل و پنج روزته. ما این روزها خونه بابابزرگیم و تو با گریه هات همه رو نگران می کنی. همه نگرانند؛ مامان بزرگ، بابا بزرگ و عمه ها نگران تواند که چرا خیلی گریه می کنی. اما من می دونم این گریه های تو به خاطر دل درد و دل پیچه است. طبیعی است که همه نگران باشند. سعی کن مقاوم باشی تا بقیه کمتر نگران تو باشند ...
نویسنده :
سوفیا
0:26




