سوفیای ریاضی دان من

یک ماه و نیم

سلام دخترم قبل از هر چیز بابت تاخیر در بروزرسانی وبلاگت عذر خواهی می کنم این روزها بابا  حسابی گرفتار است امروز 4 مرداد ماهه و در واقع تو الان چهل و پنج روزته. ما این روزها خونه بابابزرگیم و تو با گریه هات همه رو نگران می کنی. همه نگرانند؛ مامان بزرگ، بابا بزرگ و عمه ها نگران تواند که چرا خیلی گریه می کنی. اما من می دونم این گریه های تو به خاطر دل درد و دل پیچه است. طبیعی است که همه نگران باشند.  سعی کن مقاوم باشی تا بقیه کمتر نگران تو باشند     ...
24 آذر 1392

ایستادن

سلام سوفیاجان  امروز 14 دسامبر و تعطیلات پایان سال در حال نزدیک شدن است و همه مشغول آماده شدن برای سال نواند. چند روز پیش که به مرکز خرید شهر رفتیم تو از دیدن تزئینات سال نو شگفت زده شدی. این هم  عکسی که تو با مامان و  ملکه یخی گرفتی. این روزها تو تلاش می کنی تا با کمک  دیوار روی پاهات بایستی . چند دقیقه ای روی پا می ایستی و این تمرین خوبی برای یادگیری حفظ تعادل است. راستی برنامه غذایی تو هم در حال تکامل است. این روزها میوه پخته ، پوره و زرده تخم مرغ هم به مواد غذاییت اضافه شده است. ...
23 آذر 1392

غذا خوردن

  سلام سوفیای گلم امروز هشتم نوامبر اولین روزی است که تو مزه فرنی رو چشیدی. مامان امروز برات فرنی درست کرده بود. دیروز هفت نوامبر برای نوبت بعدی واکسیناسیون پیش دکتر پتری رفتیم. همه چیز خوب بود. خدا رو شکر قد و وزنت هم خوب بود  و رشد مناسب و خوبی را طی ماه گذشته داشتی. امیدوارم همیشه سالم و سربلند باشی.   ...
22 آذر 1392
1